در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد امد
دو منظور از مصرع دوم می توان دریافت :
( از عبارت : " به فریاد آمد " )
۱- شیون کشید
۲- از فریاد ما به کمک ما بر خاست.
***
وجدان ندای خداست
.
ربنا
و لا تحمل علینا
مالا طاقه لنابه
پروردگارا!
بر ما تحمیل مکن
آن چه توان ما را به آن نرسد.
قرآن کریم
.
امام علی (ع) فرمود :
خدایا ! بزرگترین فخرم این است که بنده ی تو باشم
.
کل شی هالک الا وجهه
.
جز چهره ی او همه نابود می شوند
(قرآن)
.
.
فرمود :
انگیخته شدم که نیکی های اخلاق را به اتمام رسانم
ای آن که دلان و دیدگان، گردانی
ای آن که شب و روز بهم گردانی
ای آن که تو احوال دگرگون سازی
ای کاش که " بهترین" زما گردانی!
دوست دارم در نغمه ی بی مانندی از عشق ،
نام زیبای تو بر نسیم تا خانه ات سرایم !
اگر فقط یکبار حضور خدا را بپذیرید،هرگز به ضرورت دعا و نیایش شک نخواهید کرد
.
من از گناه بدم می آید نه از گناهکار
.
برای کسی که اندیشه عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم یک خانواده است.
نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد
.
در تصور من، بيش از يك مذهب در جهان وجود ندارد، اما همچنين مي انديشم كه اين مذهب، درخت تنومندي است كه داراي شاخه هاي فراوان است و همچنانكه تمام شاخه ها شيره مورد نيازشان را از يك منبع مي گيرند، تمام مذاهب نيز جوهره خود را از يك چشمه مي گيرند كه منبع همه آنهاست. طبيعتاً اگر يك مذهب وجود دارد، يك خدا بيشتر نمي تواند وجود داشته باشد. اما او ناديدني و غير قابل توصيف است و در نتيجه، از نظر ادبي مي توان گفت، او نامهايي به تعداد همه ي انسانهاي روي زمين دارد. اين كه ما او را به چه اسمي مي ناميم، اهميت چنداني ندارد. او يكي است و دوّمي ندارد.
.
عدم خشونت فقط وقتی خواهد بود که ما کسانی را دوست بداریم که از ما نفرت دارند
.
محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان در اختیار خود دارد
و در عین حال ساده ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد
.
من به کسانی که از مذهب خود با دیگران سخن می گویند و تبلیغ می کنند مخصوصاً وقتی که منظورشان این است که آنها را به دین خود در آورند هیچ اعتقاد ندارم. مذهب و اعتقاد با گفتار نیست بلکه در کردار است و در این صورت عمل هر کس عامل تبلیغ خواهد بود

ماهاتما گاندی
.
هر که
مرا بخواهد، مرا مي يابد
هر که مرا بيابد ، مـــــــرا مي شناسد
هر که مرا بشناسد ، مرا دوســــــــــت خواهد داشت
هر که مرا دوست بدارد ، عــــــــــــــــــــــــــــــاشق من خواهد شد
هر که عاشق من شود ،من نيز عاشق او خواهم شد
هر که عاشقش شوم او را خواهم کشت !
و هر که را بکشم خونش بر من است!
و خون بـــــــــــــهاي او نيز
خود من هستم
.
حديث قدسي
عطـــــــر خداي را در عطــــشي بيــــاب
که هر ذره ي هستي ، براي بودن دارد!
هر روز من از روز پســين ياد کنم
بر درد گنه هـــــــــــــــزار فرياد کنم
از ترس گناه خود شوم غمگين باز
از رحمت او خاطر خود شـــاد کنم
"خواجه عبــــــــــــــــــدالله انصاري"
دو نفر نشسته بودند.
شخصي نزد آن دو رفت .
کمي از آب و هوا گفت و بازگشت.
اولي گفت : چه قصدي داشت که آمد و با بي توجهي رفت !؟
فکر کنم دنبال آمار بود و خيلي هم زود گرفت و رفت !
دومي گفت : او يک دوست بود که خواست به ما توجه کند
و همين که ديد مزاحم خلوتِ ما شده ، زود گرفت و رفت!
خانه را باز ساختیم !
